خاکستر عشق،غم باد
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت***** یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
خدا حافظ،خدا حافظ همین حالا... همین حالا که من تنهام... خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خدا حافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است خدا حافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو،همینه رسم این دنیا خداحافظ،خدا حافظ... همین حالا همین حالا خدا حافظ... تقدیم به کسی که یادش در بهار من نامش در اندیشه من عشقش در قلب من کلامش در دفتر من و خوشبختی اش آرزوی من است ... نگاه ساکت باران به صورتم دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه می خندم... ولی آن در سکوتی تلخ می گریم.... ای که مدت هاست با من نیستی من همانم که با من زیستی، رنج هایم را شنیدی باز هم، عاقبت گفتی ،غریبه کیستی....؟!! گفتند که ستاره را نمی توان چید،آنان که باور کردند برای چیدن ستاره... حتی دستی دراز نکردند... اما باور کن که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره دست دراز کردم،هر چند که دستانم تهی ماند... اما چشمانم لبریز از ستاره شد.... از من آزرده مشو،می روم از خانه تو قبل رفتن تو بدان عاشق و بی تقصیرم تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست امر کن تا که بمیرم ،به خدا می میرم به خدا می میرم... من با زخم زبون ها رفیقم مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم با من تو چه داری،به گریم می خندی کاش می شد،بیایی به من دل ببندی تنها بودن یه کاووس شومه عزیزم کار دل نباشی تموم افسوسم... شیشه ای می شکند،یک نفر می پرسد:که چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید:شاید این رفع بلاست. کاش آن شب که دلم مثل آن شیشه مغرور شکست،عابری خنده کنان می آمد تکه ای از آن بر می داشت، مرهمی بر دل تنگم می شد. اما آن شب دیدم،هیچ کس هیچ نگفت، غصه ام را نشنید،از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر است؛ دلم سخت شکست،اما هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا... چه لطیف است حس آغازی دوباره... چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس.. و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز میلاد تک برگ! اما افسوس که روزی دیگر بی او به عمر من افزوده می شود. افسوس که از خیال همه گم شده ام انگار هیچگاه نبوده ام... و کسی حتی به خاطر ندارد،روزی را که تک برگی به شاخه درختی نشست .... اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم بر لب کلبه محصور وجود. من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم ،تک وتنها ،به خدا می شکنم،می شکنم... گفت:فرق رویا با آرزو چیست؟ گفتم:آرزو یک حقیقت نزدیک است. ولی رویا یک آرزوی شیرین دست نیافتنی. گفت:من رویا هستم یا آرزو؟ گفتم رویایی که به حقیقت پیوستن آن یک آرزوی شیرین است... چه زیباست،به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش می دانستی بدون تو و به دور از دست های مهربانت زندگی چه ناشکیباست... خدایا، خدایا... خدایا شاهد تنهای ام باش. بین غم ها تنها ناجی ام باش. پر پرواز من دیریست بسته، تو بگشا و در آزادی ام باش. موج های تند خشمم،ای خدا... تو آرام دل دریا یی ام باش. دل خسته خریداری ندارد... تو خواهان صفای ذاتی ام باش. در این آشفته بازار محبّت تو تنها شاهد ارزانی ام باش.. ای خدا: تو تنها شاهد تنهایی ام باش... به سوی تو،به طرف کوی تو ،به شوق روی تو سپیده دم آیم اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم ببین چه بی پروا تن تو می پویم بگو کجایی؟ کی رود رخ ماهت از نظرم،به غیر نامت کی نام دگرببرم،اگرتوراجویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ به دست تودادم دل پریشانم دگرچه خواهی؟ فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟ یکدم از خیال من نمی روی ای غزال من دگر چه پرسی ز حال من تا هستم من اسیر روی تو ام، در آرزوی تو ام، اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ بدست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی؟ فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟ کاش میشداز غم خودپرگرفت ظلم دنیا را کمی بهتر گرفت کاش میشد در تمام عمر خود هر زمان عشق رااز سرگرفت کاش میشد تا ابد در نزد تو دست هایم تکیه گاهی داشتند کاش میشدچشم های عاشقم در میان عشق جایی ذاشتند کاش میشد در تمام زندگی عشق را در نزد خود زنجیر کرد کاش میشد فصل رفتن یا وداع عشق را کمی لز خود دلگیر کرد کاش میشدلحظه ای درعمرخود اشک های عاشقی را پاک کرد کاش میشد بعد مردن ،بعد یار خاطراتتش را کمی در خاک کرد کاش میشد تا بدانی بعد تو باچه سختی بی توباخودساختم کاش میشد تا بگویم بعد تو من تمام زندگی را باختم.... دوست داشتن از عشق برتر است،دوست داشتن در دریا شنا کردن است و عشق در دریا غرق شدن.از دوست داشتن هر چه بیشتر مینوشتم سیراب تر میشدم واز عشق هر چه بیشتر چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد؛ که تو تشنه آتش باشی نه آب.
![]()
![]()
![]()

نازکتر از گلبرگ یاس،نشانی خونت کجاست![]()
که این دل آواره گرتورومیخوادباالتماس![]()
شبیه جادو شده ها دلم شده طلسم تو![]()
از کی بپرسم اسمتو ای آشنای ناشناس![]()
به کی بگم که عاشقم که دردم وچاره کنه![]()
کسی که درمونه من غریب آواره کنه![]()
به کی بگم که گوش کنه قصه سرگردونیمو![]()
کسی که فکری واسه این دل هزار پاره کنه![]()
ای که هوای عشق تو یه عمره دنبال منه![]()
اگه به خوابت ببینم،خیال تو مال منه![]()
ای آرزوی گم شده تو یار و همزاد منی![]()
تو باغ سبز خاطره، گل بوته یاد منی![]()
عشق تو در سرشتمه،تنهایی سرنوشتمه![]()
می سوزم با خیال تو،تنها گل بهشتمه![]()
به کی بگم که عاشقم که دردمو چاره کنه![]()
| :قالبساز: :بهاربیست: |





