خاکستر عشق،غم باد
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت***** یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
سکوت لبریز از راز های نهفته است... سرودی بی سراینده است لبریز از گفتنی های ناگفته و شنیدنی های ناشنیده است... فریاد،درسکوت،پرنده ای اسیر است در قفس که قفل آن قفس لبهای بسته است و این پرنده قدرت پرواز ندارد تا خود را به دروازه گوش برساند... سکوت زبانی نا گویاست...
TAKBARG ROYAI
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت
10:14 توسط تک برگ رویایی| |
| :قالبساز: :بهاربیست: |


